چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۹

نمی خواهی زندگی جدید را آغاز کنی؟

آیا راضی می شوی مثل این باشی؟

راوی داستان تعریف می کند:در فامیلمان اشنای دوری داشتم نسب ما را نزدیک و دین ما را دور به دلیل

اطلاع از لحظه های او مطلع شدم نماز نمی خواند و مانند او زیاد است

بارها او را نصیحت کردم که به جمع نماز گزاران بپیوندد ولی .... ولی گمان می کرد که عمر زیاد است.... و زندگی این دنیا دائمی است.... تباه شدند تاخیر کنندگان توبه که امروز و فردا می کنند..... چه قدر به او گفتم چند سال زندگی می کنی؟....20 سال ......30 سال ......نه بگو 100 سال.... آخرش چی ؟یه روزی

باید رفت خواه کوتاه باشد یا طولانی

در شبی که فکرش هم نمی کرد..... شیطان بر او چیره شد و یاد خدا را از او برد.... ونفس خود را در لجن

گناه و عصیان رها کرد.... آرزوهای پوچ و طولانی او را تباه کردند ......و مثل او زیا د است..... گناهان به او خیانت کردند

ناگهان بدون هیچ قول و قراری مهمانی در خانه ی او را زد این مهمان اولین و اخرین زیارتش است و

بس..... ولی مهمانی سنگین است .....نمی شود جلویش را گرفت......تلاش کرد به تاخیر بیندازد با

کمک پول و فرزند با کمک دکتر ولی نه.......همه چی تمام شد روح از بدن خارج شد وروزهای سختی را در پیش دارد

و تو ای خواننده ی گرامی به من بگو احوال با نماز چه طور است ؟گروهی نمی خوانند گروهی عشقی می خوانند هر وقت خواستند ...../؟و ....

آیا فکر نمی کنیم روزی خواهیم رفت؟

ایا وقت آن نرسیده است که به جمع صفوف نماز گزاران ملحق شویم؟؟

آیا وقت آن نرسیده است که به کاروان توبه کنندگان بپیوندیم؟

نهایت خود را انتخاب کن ؟ انتخاب با خود تو هست؟.....ببین و عبرت گیر ببین چه چیزی همراه تو خواهد بود؟

آیا نمی بینی موت دوستان را؟

آیا فکر نمی کنی از مرگ غافل شدیم؟

روزانه چند نفر می میرند؟ روزی ما هم نفری از آنها خواهیم بود

برادران و خواهران من

الله عزوجل می فرماید:

{و من یغفر الذنوب إلا الله}

«و کیست به جز الله که گناهان را بیامرزد؟»

یقینا الله اکنون تو و آنچه در قلبت می‌گذرد را می‌بیند و منتظر توبه‌ات است ، پس کاری کن که دوستدارت الله تو را در حال توبه ببیند.

چه بسا این داستان عبرت انگیز دری به سوی دعوت به توبه باشد.

وصلى الله وسلم على نبینا محمد وعلى آله وصحبه وسلم.

 

حالا بگو نمی خواهی زندگی جدیدی را آغاز کنی؟؟؟؟

؟

faryadras

نوشته شده توسط مجید در 13:0 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹

سفر سیدنا عمربن خطاب (رضی الله عنه) به بیت‌المقدس

به ادامه ی مطلب بروید.............

safare-omar-be-qods

در جواب گفت:

ما قومی هستیم که خداوند با اسلام ما را عزت داده است و عزت را غیر از خدا و اسلام نمی خواهیم.

سفر سیدنا عمربن خطاب (رضی الله عنه) به بیت‌المقدس

علامه ابوالحسن ندوی / ترجمه: عبدالله تیموری

در زمان خلافت سیدنا عمربن خطاب (رضی الله عنه) دامنه ی فتوحات اسلامی در سرزمین شام گسترش یافت تا به بیت المقدس که مسجد الاقصی در آن قرار دارد رسید.

در اینجا بود که فرمانروایان مسیحی که بر سرزمین شام و روم حکومت می کردند در خواست کردند که باید خلیفۀ مسلمانان شخصاً حضور داشته باشد و قرارداد صلح را به دست خود بنویسد تا کلیدهای مسجد الاقصی را به وی تحویل دهند. زیرا تحویل بیت المقدس و مسجد الاقصی به این آسانی نیست. قدس با شهرهای دیگر فرق می کند. شهرهای دیگر از منزلت و جایگاه قدس برخوردار نیستند......................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجید در 0:35 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۹

سپس بی‌نماز شدم…

سپس بی‌نماز شدم…

برای خواند به ادامه ی مطلب بروید.....

 

bi-namaz-shodamنجیب الزامل / ترجمه: ابوعامر

«راز نماز در این است؛ نماز دنیا را تغییر نمی دهد، نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر می دهیم».

نوجوان بودم، و جریان های فکری ما را همه جا تعقیب می کردند، در هر کتاب، در هر بحث و گفتگو. ....../

najib-zamelنجیب الزامل نویسنده و روزنامه نگار سعودی و عضو مجلس شورای سعودی است. وی در روزنامه ی الاقتصادیه و الیوم مقاله می نویسد. آنچه گذشت داستان الحاد و سپس بازگشت او بود. برای ارتباط با استاد نجیب الزامل می توانید به صفحه ی او در فیس بوک مراجعه کنید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجید در 22:46 |  لینک ثابت   •